محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

233

الحياة ( فارسي )

الرّضا « ع » كتب إليه في جواب كتابه « جاءني كتابك تذكر أنّ بعض أهل القبلة يزعم أنّ الله - تبارك و تعالى - لم يحلّ شيئا و لم يحرّمه لعلَّة أكثر من التّعبّد لعباده بذلك . قد ضلّ من قال ذلك ضلالا بعيدا و خسر خسرانا مبينا ، لأنّه لو كان كذلك لكان جائزا أن يستعبدهم بتحليل ما حرّم و تحريم ما أحلّ ، حتى يستعبدهم به ترك الصّلاة و الصّيام و أعمال البرّ كلَّها و الإنكار له و لرسله و كتبه . . . إنّا وجدنا كلَّما أحلّ الله - تبارك و تعالى - ففيه صلاح العباد و بقاؤهم ، و لهم إليه الحاجة الَّتي لا يستغنون عنها . و وجدنا المحرّم من الأشياء لا حاجة للعباد إليه ، و وجدناه مفسدا داعيا إلى الفناء و الهلاك . . . « 1 »

--> « 1 » « علل الشرائع » شيخ صدوق ؛ « بحار » 6 / 93 . احاديث در اين باره بسيار است ، بجز آنچه در قرآن كريم آمده است ، و بجز حكم عقل . توضيح : برخى از مردم مىپندارند كه چون مال و دارايى و داشتن امكانات ، وسيلهء امتحان افراد و تشخيص خوبى و بدى اشخاص است ، بايد مردم در تصرّفات خود در املاك و اموال و امكانات خويش آزاد باشند و هيچ گونه قيد و بندى نداشته باشند ، تا بدين گونه آزمون گردند . بنا بر اين هر كس مىتواند به هر اندازه - و يا هر چگونگى - كه بخواهد مال و ثروت جمع كند ، چه نگاه دارد و بيندوزد و چه انفاق كند و ببخشد . بر پايهء اين گمان بايد به هر گونه هرج و مرج مالى و فساد معيشتى و برنامه ريزيهاى ناعادلانهء اقتصادى خوشامد بگوييم و آنها را بپذيريم اين پندار و اظهار آن - اگر براى منظور خاصّى نباشد - از آن حكايت دارد كه صاحبان اين گونه پندارها ، از اسلام و حدود تربيتى و ابعاد و مبانى حكمت آميز آن اطَّلاع درستى ندارند ، يا معناى امتحان و آزمون را درست درك نمىكنند ، يا از « مكتب اقتصادى اسلام » ناآگاهند ، يا واقعيّات حياتى و راز تربيت انسانى و سعادت او را در نمىيابند . در پاسخ اين پندار مىگوييم ؛ اگر قرار امتحان است - كه هست ، و در احاديث رسيده است كه مال و مكنت براى امتحان به اشخاص داده مىشود - چرا اين امتحان ، از راه برنامه ريزيهاى درست مالى ، و محدود ساختن قلمرو تصرّف در اموال و امكانات و مصرف آنها ، و امر به بخشيدن و انفاق كردن صورت نگيرد ؟ اين چگونگى با امتحان و آزمون انسانها بيشتر مناسبت دارد . و حديث رضوى مذكور ، و احاديثى مانند آن ، كه علَّتها و حكمتهاى دقيق احكام را - چه حلال و چه حرام - روشن مىكنند ، بطلان پندارهاى هرج و مرج طلب و بىبند و بار گرايانه را آشكار مىسازند ، و بصراحت و روشنى اعلام مىدارند كه اسلام دين حكمت و عقل و اصلاح و برنامه ريزيهاى عادلانه است در همهء شئون زندگى انسانى ؛ و شناخت اسلام از انسان و زندگى درستترين شناختهاست .